بايد ترجيح مي دادم
بازوان شكسته ي تو را
به قاب ها و موزه هاي شهر.
طنابي كه توي حرف هايم بريد
و مادياني كه لب هايش را در ميدان هاي كوچك حراج مي كرد.
سنگيني سينه ام دلايل موجي داشت:
راهي كه همراهي ام نكردي
دلتنگم نشدي
پخش شدي توي سينه ام
سيال.
حتي مثل يار غار
دست فرو نكردي توي رنگ ها كه نشانه بگذاري
من از شكاف لب هايم رويين تن مي شدم
زني بودم
با سينه هايي بزرگ تر از اندازه ي طبيعي
و اندوهي كه شكمم را برآمده مي كرد
ترجيح تو بود
به قاب ها و موزه هاي شهر
زهرا ملوكي
شهريور88

